DEILAMNEWS.COM
نسخه چاپي از دیلم نیوز
دقت در دستورالعملها و تعاليم انقلاب هاي مخملين و كودتاهاي بدون خشونت و مقايسه آنها با عملكرد آقاي موسوي و اطرافيانش در خرداد 88، ترديدي باقي نمي گذارد كه تعاليم و تاكتيكهاي كودتاي مخملي به دقت و مو به مو توسط موسوي و اطرافيانش در حوادث پيش و پس از انتخابات تاريخي 88 اجرا شد.
درباره تعاليم انقلابها يا كودتاهاي مخملي نكته قابل ملاحظه اين است كه تئوري سازان و مروجان اين روش براي تغيير حكومت ها هرچند مدعي آزادي و رهايي مردم از استبداد هستند، اما آنرا صرفاً براي تغيير حكومت هايي توصيه و تجويز ميكنند كه هريك به نوعي با آمريكا مشكل دارد و مزاحم سياستهاي فرامرزي واشنگتن تلقي مي شوند. به عنوان مثال بنياد سوروس، خانه آزادي، بنياد ملي دموكراسي و دهها نهاد و انديشكده ظاهراً غير دولتي آمريكايي به هيچ وجه كاري به حكومتهاي سلطنتي مطلقه در عربستان و امارات و كويت و اردن و يا ديكتاتورهايي نظير مبارك در مصرندارند، اما اين نهادهاي مروج دموكراسي، براي سرنگوني دولتي كه به آمريكا باج ندهد، از هيچ كوششي دريغ ندارند. حتي اگر آن دولت با روشي مردمسالارانه به قدرت رسيده باشد.
نكته ديگر درباره روش هاي كودتاي مخملي اين است كه اين روشهاي براندازي، هرچند عناوين و محتواي غير خشونت آميز نظير «نافرماني مدني» يا «انقلاب بدون خونريزي» دارند، اما كودتاهاي مخملي در نقطه اوج و لحظه تغيير رژيم، ناچار به استفاده از «زور» هستند. در هر انقلاب مخملي، عوامل كودتا در لحظه اي كه هيجانها به اوج مي رسد و طرفداران مسخ شده كودتاچيان براي رسيدن به آزادي وعده داده شده غرب، خطر پرتاب بمب آتش زا به مراكز دولتي، خلع سلاح سربازان، حمله به اسلحهخانه و نافرماني از دستور پليس و ... را ميپذيرند؛ براي فرود آوردن ضربه آخر و تغيير رژيم، «زور» بكار ميبرند.
درهمه انقلاب هاي مخملين، چنين لحظهاي وجود داشتهاست. لحظهاي كه طرفداران ساكاشويلي (نامزد شكست خورده در انتخابات 2003 گرجستان)، با خشونت ادوارد شوارد نادزه را از تريبون مجلس گرجستان پايين كشيدند يا لحظه اي كه طرفداران يوشچنكو (نامزد شكست خورده انتخابات رياست جمهوري اوكراين در سال 2004)، پارلمان اوكراين را محاصره و يانوكوويچ (نامزد پيروز) را مجبور به ترك پارلمان كردند، همه و همه حاوي لحظاتي سرنوشت ساز مبتني بر «ماندن معترضين در خيابانها» و اعمال زور براي «به كرسي نشاندن حرفشان» بوده است.
اين دقيقاً همان راهي بود كه موسوي قصد داشت بپيمايد: كشاندن معترضان به خيابانها، ماندن در خيابانها و مجبور كردن حكومت به ابطال انتخابات.
كودتاي مخملي موسوي از همان هفته اول شكست خورد چرا كه حكومت در برابر دليل رهبران كودتا براي ابطال انتخابات، استدلال بسيار محكم و روشني داشت: «اعتراض به نتيجه و حتي ابطال انتخابات، مسير قانوني دارد. در چارچوب قانون، آرا را بازشماري كنيد و اگر مورد مشكوكي يافتيد، بازشماري را تا اطمينان از صحت نتيجه و اقناع معترضان و يا ابطال انتخابات، ادامه دهيد»
موسوي اين راه روشن و صريح را نپذيرفت و بر تجمع خياباني معترضان براي رسيدن به هدف ابطال انتخابات، پافشاري كرد. به همين دليل هم حركت و رفتار او را كودتاي مخملي مي-ناميم.
موسوي و حاميان غربي اش تصور مي كردند با ماندن معترضان در خيابان، حكومت جمهوري اسلامي مانند حكومت شواردنادزه يا يانوكوويچ، ناچار به عقب نشيني ميشود. اما آنها حساب اينجاي كار را نكرده بودند كه جمهوري اسلامي با خون و جانفشاني صدها هزار شهيد به دست آمده و هرچند مردم ايران از گراني و بيكاري و فقر و فساد و تبعيض گلايه دارند، اما هرگز حكومت اسلامي را با رژيم هاي لائيك وابسته و مطيع غرب عوض نخواهند كرد و ساكت نمي نشينند تا آقازادههاي فاسد با همكاري مجاهدين خلق و سلطنتطلبها، قدرت را در دست بگيرند.
اگر شواردنادزه و يانوكوويچ در مقابل تجمع خياباني و زور معترضان خياباني تنها ماندند و از روي ناچاري به خواسته فراقانوني معترضان تن دادند، نظام جمهوري اسلامي تنها نبود. حتي در 25 خرداد كه كودتاچيان با تحريف سخنان احمدي نژاد درباره خس و خاشاك، جمعيت بزرگي را در تهران گرد آوردند. جمهوري اسلامي حتي آن روز هم تنها نبود اما نمي خواست مردم را به خيابانها بكشاند چرا كه معتقد بود نتيجه انتخابات پاي صندوقهاي راي سراسر كشور تعيين ميشود نه در كف خيابانهاي تهران.
در روزهاي اوليه كودتا، حكومت آرامش و گفتگو ميخواست ولي كودتاچيان، هيجان و آشوب ميخواستند تا طرفدارانشان را به ماندن در خيابانها و رسيدن به نتيجه تحريك كنند. به همين دليل هم در پايان راهپيمايي 25 خرداد به اسلحه خانه حمله كردند و به همين دليل هم ندا آقا سلطان بيچاره را كشتند و به همين دليل هم كشته سازي ميكردند چرا كه براي تحريك و به هيجان آوردن معترضان و تشويقشان به ماندن در خيابان، به شدت به تحريك عواطف نياز داشتند. به همين دليل هم در لحظه تير خوردن مرحومه ندا از چند زاويه فيلم و تصوير گرفتند و منتشر كردند اما حتي يك فريم از قاتل در صحنه قتل را نشان ندادند.
البته جنايات كهريزك، ريشه در انحرافي ديگر داشت ولي آن هم به اهداف كودتاچيان كاملاً كمك كرد و به همين دليل بسيار مشكوك است و بايد تا روشن شدن موضوع و مجازات همه آمران و عاملانش پيگيري شود.
طراحان و مجريان كودتا تصور ميكردند اگر بتوانند معترضان را در خيابانها نگه دارند، با اعمال زور و خشونت، نظام عقب خواهد نشست. آنها فكر ميكردند سران جمهوري اسلامي هم مانند شواردنادزه و يانوكوويچ جايي مثل مسكو را دارند وبه آنجا خواهند رفت كشور را براي طرفداران آمريكا باقي خواهند گذاشت. طراحان كودتا اما حساب اينجايش را نكرده بودند كه رهبران جمهوري اسلامي جايي مانند مسكو ندارند، جاي آنها در قلب مردم است و اگر روزي كار به جاي حساس برسد، اين ملت در صحنه خواهد بود و علي را تنها نخواهند گذاشت. همانطور كه در 9 دي و 22 بهمن ديديم.
موسوي و ديگر مهرهها و طراحان پيدا و پنهان كودتا بايد خيلي از خداوند سپاسگذار باشند كه ملت ايران، نجيب و بزرگوار است چرا كه اگر قرار باشد كودتاچيان بخاطر عملكردشان محاكمه و مجازات شوند، اشد مجازات در اين دنيا، كمترين سزاي اين خيانتكاران به ميهن است. / الف