DEILAMNEWS.COM
نسخه چاپي از دیلم نیوز

 

 

ديلم نيوز :اگر قالیباف هم شهید می شد ...

عباس پازوکی : بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد و در طی این سالها کشورمان ایران روزگار پر فراز و نشیبی را گذرانده است.روزهای انقلاب از سال 57 تا کنون پر بوده است از غمها و شادیها . بیم ها و امیدها ، تلخ و شیرین ها و ... . اما با همه اینها جمهوری اسلامی ایران سرافراز مانده است.

در این راه پر پیچ خم ،خون پاک شهدا همواره ریشه های انقلاب اسلامی را آبیاری کرده است تا درخت پر بار جمهوری اسلامی، پر صلابت تر از همیشه به حیات خود ادامه دهد. از شهدای اوایل انقلاب گرفته تا شهدای 8سال جنگ تحمیلی و حتی در زمان صلح،شهیدانی که قربانی حملات تروریستی منافقین شدند و می شوند،همه و همه در محکم کردن ریشه های انقلاب و ترویج فرهنگ انقلابی سهیم هستند.امثال شهید همت ها و باکری ها وکاظمی ها اعتبار کشورمان محسوب می شوند که باید زندگی و سیر و سلوک آنها مورد توجه قرار بگیرد تا الگویی باشد برای جوانان امروز.

تا کنون اسامی زیادی از شهدای بزرگ این دیار کهن را دیده ایم و از رشادت هایشان شنیده ایم . شهیدان باکری ، شهید همت ، شهید خرازی ، شهید صیاد شیرازی ، شهید ستاری ، شهید جهان آرا ، شهید کاظمی و ... . اما یادمان نرفته که این شهدا در جبهه ها تنها نبوده اند . همرزمان بزرگی داشته اند که امروز تنها مانده اند و در این تنهایی بارها و بارها خطاب به هم رزمان شهیدشان گفته اند : خوشا به حالتان که رفتید .

بارها گفته شده که اگر شهدای بزرگ دوران دفاع مقدس اکنون زنده بودند با آنها چه رفتاری می شد ؟ مثلاً پرسیده می شود اگر شهید باکری بود با او چه رفتاری می شد و او چه می کرد ؟ اگر شهید همت بود ؟ اگر شهید خرازی بود ، اگر ... . شاید پاسخ دادن به این پرسش کمی پیچیده و سخت به نظر برسد و هر کس از نگاه خود نکته ای را در این باره مطرح کند که بیشتر احتمالات است . اما حالا که شهدای عزیزمان نیستند و جای شان خالی است ، شاید بد نیست ببینیم اگه همین ها که امروز هستند ، به خیل شهدای انقلاب پیوسته بودند چه می شد و امروز با آنها چه می شود ؟

از همین رو و برای مثال اشاره ای می کنیم به یکی از همرزمان شهدای پر افتخار دوران دفاع مقدس که همواره با اشک و آه از همرزمان شهیدش یاد می کند و با حسرت به آنها می گوید : خوشا به حالتان و البته با افتخار تأکید می کند در هر مسئولیتی قرار گرفته ام با همان روحیه دوران دفاع مقدس کار کرده ام .

بیایید فرض کنیم امروز محمد باقر قالیباف هم در کنار ما نبود و نام یکی از اتوبان های تهران " شهید محمد باقر قالیباف " بود . بیایید فرض کنیم امروز می خواهیم درباره یکی از شهدا صحبت کنیم . بیایید تصور کنیم امروز می خواهیم برای دانش آموزان یک مدرسه از شهید محمد باقر قالیباف بگوییم . قطعاً خیلی با احترام و تمجید از او می گفتیم .


شهید محمد باقر قالیباف در شهریور 1340 در طرقبه (از توابع شهر مشهد) در خانواده ای متوسط به دنیا آمد.در 16 سالگی شیفته امام خمینی بود وهمراه با چند تن از دوستانش ، انجمن اسلامی دانش آموزان را درآن فضای خفقان،در مشهد پایه ریزی کرد که اين انجمن هسته‌ي اوليه‌ي انجمن اسلامي دانش‌آموزان خراسان و بعد كشور شد.

اوایل انقلاب بود و انقلاب تازه پیروز شده بودکه ضد انقلاب از چپ و راست و کمونیست و سلطنت‌طلب در مخالفت با انقلاب به یک نقطه‌ى توافق رسیده بودند ومی‌خواستند مردم را از کارشان پشیمان کنند،از همان روزها بود که ترورها و خرابکاری ها آغاز شد و گروهای ضد انقلاب شروع به تفرقه افکنی کردند.

در همین فضا بود که مردم همه می خواستند اسلحه دست گرفتن را بیاموزند تا از انقلاب و ارزشها پاسداری کنند.در چینین شرایطی بود که سپاه پاسداران به وجود آمد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. یعنى انقلاب اسلامى نیاز داشته است تا کسانى ازآن پاسدارى کنند. محمود کاوه و ولى‌الله چراغ‌چى و برونسى اینگونه پاسدار شدند.همت نیز معلم بود. اگر هم جنگ وهم عناصر ضدانقلاب، هستى انقلاب را به خطر نینداخته بودند ،هنوز هم درسش را می داد.قالیباف نیز بعد از اتمام دبیرستان با انگیزه خدمت به انقلاب وارد سپاه شد و راهی جبهه شد.

همرزمانش می گویند : او به رزمنده بودنش افتخار می کرد چون معتقد بود که از کشور و مردم و انقلابش دفاع کند.به خاطر رشادتهایش درسال شصت و يك فرمان‌ده تيپ امام رضا(ع) شد و يك سال بعد فرماندهی لشکر پنج نصر خراسان را به عهده گرفت در آن سالها او بسیار جوان بود و تنها 22 سال داشت.

قالیباف برادرش و بسیاری از دوستانش را در طول 8 سال جنگ تحمیلی از دست داد و سختیهای زیادی را تحمل کرد.بعد از جنگ نیز وی به خدمت به مردم و کشورش ادامه دادو برای بازسازی مناطق جنگ زده و دفاع از مرزهای غربی کشور پیش قدم شد. در سال 1373 وی به فرماندهی قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبیا منسوب شد و در این سمت در پروژه‌های بزرگی شرکت داشت،مانند راه‌آهن مشهد سرخس، گازرسانی به پنج استان مركزی و غربی، ساخت سازه‌های عظيم دريايی خليج‌فارس و نيز سد بزرگ كرخه که یکی از افتخارات مهندسی کشور است.

در همین سالها بود که همزمان با کار سخت راهی دانشگاه شد تا از فریضه علم آموزی نیز عقب نماند.وی در دانشگاه تهران جغرافیای سیاسی می خواند و همزمان نیز کار می کرد. در سال 1376 مقام معظم رهبرى فرماندهى نیروى هوایى سپاه را به او سپرد و او که اعتقاد داشت بدون تخصص، نمی‌شود کاری را پذیرفت، پس از ماه‌ها کار فشرده به فرانسه رفت و امتحان خلبانى ایرباس را داد تا این مدرک را هم با تلاش خودش گرفته‌ باشد نه مثلا با اسم قالیباف یا فرمان‌ده نیرو.

شهید قالیباف همزمان با شروع کار در نیروی هوایی در کنکور دکترا نیز شرکت کرد و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شد. در سال 1379، مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى انتظامى را به عهده‌ ی او گذاشت. نحوه‌ى حضورقالیباف در آنجا و نیز تغییراتى که در نیروى انتظامى در آن دوره ایجاد شد از دید همگان ،موجب افزایش منزلت پلیس و دوستی پلیس با مردم شد و اعتماد مردم به پلیس بیشتر و بیشتر شد.

درسال 83 آقای خاتمی رئیس جمهور وقت ،قالیباف را به عنوان نماينده‌ی خودش و رییس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز كرد. به گفته همکاران وی ،او می توانست تنها هفته ای یک بار در محل کار حاضر شود اما همیشه در دفتر کارش حاضرو آماده به خدمت بود. در فاصله‌ی اشتغال وی در این سمت تا استعفا یش که زیاد طول نکشید، قاچاق سیگار تقریبا از بین رفت و دادگاه ویژه‌ی جرایم قاچاق کالا و ارز را راه‌اندازی شد که بسیار موثر بود.

شهید محمد باقر قالیاف در آخر هم که به عنوان شهردارتهران در خدمت مردم کشورش بود و در زمان حضور او پروژه های عمرانی –شهری بزرگی اجرا و افتتاح شد که تونل رسالت و تونل توحید تنها مثالهای کوچکی از آن است.وی وضعیت شهرتهران را از نظر ترافیک و زیبا سازی به شرایط نزدیک به مطلوب تبدیل کرد و درنهایت نیز بعد از سابقه طولانی خدماتش به مقام رفیع شهادت رسید.

در زمان حیات وی در کنار حمایت های مردمی ، انتقاداتی نیز از سوی برخی عناصر خاص سیاسی نسبت به وی مطرح می شد . در آن زمان حسین الله کرم در حاشیه مراسم تشییع شهدا و در ایام فاطمیه الفاظ بسیار تندی را نسبت به وی مطرح کرد و او را تهدید کرد که به فرانسه تبعید خواهد کرد .

پیشتر نیز برخی عناصر سیاسی افراطی به شدت نسبت به تخریب وی اقدام کرده بودند . چرا که قالیباف هرگز نمیخواست مدیریت خود و خدمت به مردم را به اغراض سیاسی آلوده کند و تنها دنبال خدمت به مردم بود . خدمتی که از دوران دفاع مقدس شروع شده بود در سایر مدیریت های وی در بعد از دوران جنگ نیز ادامه یافت .

قالیباف در برابر همه اهانت ها سکوت کرد و معتقد بود مردم درست قضاوت خواهند کرد . او درست می گفت . مردم ایران درباره بزرگانی که به آنان خدمت کرده اند همیشه درست قضاوت کرده اند . آه خدای من ! ای کاش باکری و همت بودند ، ای کاش خرازی و باقری بودند ، ای کاش شهدای بزرگ این مملکت بودند و می دیدند که چگونه ملت ایران احترامشان را نگه می دارند و هرگز به کسی اجازه اهانت به آنها را نمی دهند . ای کاش می دیدند که چه جایگاه مهمی در میان ملت ایران دارند .

اما افسوس برای ما و خوش به حال خودشان که رفتند . قالیباف هم امروز در میان ما ...

آری قالیباف در میان ما هست . او مانده است و راه دوستان شهیدش را ادامه می دهد . با او چه می کنیم ؟ آیا به جرم زنده ماندن مجازاتش می کنیم ؟ شاید نیاز به کمی تأمل داریم ...

چاپ4 خرداد 1389