DEILAMNEWS.COM
نسخه چاپي از دیلم نیوز

 

 

ديلم نيوز :صنعت گيلان و چشم اندازي رو به فردا!

در مورد پيشينه صنعت استان گيلان بايد عرض كنم به بيش از 120 سال قبل بر مي گردد. زمامي كه اولين كارخانه ها ابريشم كشي در رشت احداث گرديد سپس كارخانه هاي چاي و پس از آن به تدريج صنايع كشاورزي ، نساجي و... در استان شكل گرفتند و صنعت گيلان از آن روز تا كنون نشيب و فراز هاي فراواني را طي نموده است.

گفتگو از: يونس رنجكش/روزنامه معين
توسعه گيلان، چالش ها و فرصت ها عنوان سلسله مصاحبه هايي است كه از اين پس در روزنامه معين منتشر خواهد شد.
در اين بخش سعي مي شود تا با همه كساني كه از گذشته تاكنون به نحوي در حوزه مديريت اين استان در بخش هاي مختلف قرار داشته و دارند گفتگو شود تا از نگاه آنان به فرصت ها و چالش هاي پيش روي توسعه گيلان از گذشته تا امروز پرداخته شود تا شايد انتقال تجربيات و ديدگاههاي اين افراد بتواند مورد بهره برداري دست اندركاران توسعه گيلان قرار گيرد.
سابقه آشنايي مان چندان دور نيست ولي در همين يكي دو ساله كه از نزديك با او بيشتر آشنا شدم ، احساس كردم به راحتي مي توان با او ارتباط برقرار كرد.
او از رسانه فراري نيست، با همه كساني كه اين روزها سعي دارند تا بيشتر خود را پنهان كنند تا نمايان ، و از پاسخگويي به دور باشند، هيچ شباهتي ندارد.
او رسانه ها را فرصتي مي داند كه مي تواند در ارتقاي اهداف سازماني او در رسيدن به آن ياري رسانش باشد و به همين خاطر است كه ميانه خوبي با اهالي رسانه دارد و اين بهانه اي شد تا سال قبل در جشنواره برترين هاي مديريتي گيلان كه از سوي استانداري در هفته دولت برگزار شده بود مديرنمونه برگزيده از سوي رسانه هاي گيلان باشد.
اينك اين بهانه اي شد تا در جستجوي پاسخ هايي براي رسيدن به رفع مشكلات و چالش هاي توسعه گيلان به سراغ او بروم و ديدگاهايش را بشنوم تا شايد اين ديدگاه ها پشتوانه روزنه اي به فردايي باشد كه بتوان چشم انداز روشني از توسعه گيلان ترسيم كرد.


*به عنوان اولين سوال از خودتان شروع كنيد تا براي خوانندگان ما مشخص شود، مديري كه به عنوان سياستگذاري در حوزه ي صنعتي گيلان است، از چه پشتوانه هاي تجربي و مديريتي تا امروز برخوردار بوده است؟
محمدحسين اصغريان هستم متولد در شهرستان لنگرود،تا مقطع ديپلم را در لنگرود گذراندم، كارشناسي رشته زمين شناسي را در دانشگاه شهيد بهشتي تهران(ملي سابق)و كارشناسي ارشد رشته زمين شناسي اقتصادي را از دانشگاه آزاد اسلامي تهران شمال اخذ كردم.
از سال 1373 به استخدام دولت درآمدم.كارم را از اداره كل معادن و فلزات شروع و از اول سال 1380 در سازمان صنايع و معادن (پس از ادغام وزارتخانه هاي معادن و فلزات و صنايع) شاغل هستم.
در ابتداي استخدام به عنوان كارشناس اكتشافات معدني، كارشناس مسوول اكتشاف، كارشناس مسوول نظارت بر معادن و سپس رييس اداره پشتيباني ، معاون توليد و سپس سرپرست و رييس سازمان صنايع و معادن شدم.
مدت سه سال به عنوان عضو هيات مديره سازمان نظام مهندسي معدن و مدت حدود دو سال رييس نظام مهندسي بودم ضمن آنكه كمتر از يك سال است كه به عنوان رييس هيات كاراته استان در خدمت ورزشكاران عزيز اين رشته مي باشم.
*در معرفي خودتان اشاره داشتيد كه كار را از حوزه كارشناسي شروع كرديد و امروز به عنوان مديرعالي سازمان تصميم گيرنده در حوزه صنعت استان حضور داريد. ابتدا كارشناس بوديد و رده كارشناسي را در حوزه مديريت طي كرديد، مدتي معاون سازمان بوديد و در حال حاضر قريب سه سالي را به عنوان رييس سازمان فعاليت مي كنيد، اينها نشاندهنده ي اين است كه شما مديريت را از كارشناسي تا مديريت عالي به صورت پلكاني طي كرديد،پس بايد خيلي خوب با دغدغه هاي صنعت گيلان و با مشكلات و چالش ها و همچنين توانمندي هايي كه در اين حوزه وجود دارد، آشنا باشيد، پس مي خواهم از زبان خود شما بشنوم تعريف صنعت گيلان از نظر جايگاه، موقعيت و پتانسيل ها و چالش هايي كه در آن وجود دارد؟
در مورد پيشينه صنعت استان گيلان بايد عرض كنم به بيش از 120 سال قبل بر مي گردد. زمامي كه اولين كارخانه ها ابريشم كشي در رشت احداث گرديد سپس كارخانه هاي چاي و پس از آن به تدريج صنايع كشاورزي ، نساجي و... در استان شكل گرفتند و صنعت گيلان از آن روز تا كنون نشيب و فراز هاي فراواني را طي نموده است.
در يك دوره اي صنعت استان با كشاورزي آن پيوند خورده بود يعني عمده صنايع استان كارخانه هاي ابريشم كشي، چاي، كنف، شاليكوبي و نظاير آن بودند. سپس صنايعي ايجاد شدند كه وابسته به كشاورزي نبودند نظير صنايع داروسازي، نساجي، قطعه سازي و... كه البته با مزيت هاي استان همخواني داشتند. سپس يك دوره محروميت و ممنوعيت را در بخش صنعتي گيلان داشتيم كه از سال 1363 شروع و در سال 1378 خاتمه يافت. در اين دوره استان گيلان را قطب كشاورزي ناميدند و پس از آن در ادامه قطب گردشگري و گفتند ضرورتي ندارد صنايع بزرگ(كدهاي ج،د و ه محيط زيستي) در آن مستقر شوند و اين امر موجب شد صنعت استان از قافله توسعه 15 سال عقب بماند.
پس از اين دوره و با لغو محدوديت هاي ياد شده روند توسعه صنعتي استان آغاز شد و به تدريج شدت گرفت و به مرور فاصله هاي ايجاد شده تا حدي كاهش يافت ولي در اين زمان رقابت سخت شده بود دلار به حدود 800 تا 1000 تومان رسيده و از دلارهاي ارزان قيمت ديگر خبري نبود. برف سال 1383 نيز مزيد بر علت شد براي عقب ماندن استان از قافله توسعه صنعتي، تخريب بيش از 420 واحد بزرگ و كوچك و از بين رفتن حداقل 8000 شغل طي چند روز ضربه هولناكي بر پيكره صنعت گيلان بود تا جايي كه حدود 50 ميليارد تومان تسهيلات (بلاعوض و...) نيز نتوانست چاره جدي رفع اين سونامي گردد.
بويژه براي واحدهاي بزرگي چون فرش گيلان ، فومنات، پوشش و... كه زخم ديگري ( خصوصي شدن غير كارشناسي) را بر پيكره خود داشتند و سهامداران دولتي و غير دولتي آنها نيز به دليل بي كفايتي و فقدان، انگيزه لازم علاقه اي به بازسازي آنها نداشتند.
از سال 1382 روند توسعه استان باز هم شدت يافت و در طي سالهاي اخير تعداد زياد و البته متنوعي از صنايع بويژه در صنايع محصولات فولادي و غذايي احداث گرديد تا جايي كه هم اكنون استان گيلان داراي بيشترين طرحهاي صنعتي در دست احداث بوده و از اين حيث رتبه هفتم كشور را به خود اختصاص داده است.

*در حال حاضر چه تعداد صنايع در استان فعاليت مي كنند و آيا نوع توليداتشان در سطح كلان منحصر به فردند و اينكه خاصيت صادرات دارند يا خير؟
در حال حاضر حدود 2800 واحد صنعتي كوچك، متوسط و بزرگ در استان وجود دارند كه كمتر از 10 درصد آنها بزرگ و متوسط هستند و بقيه صنايع كوچك هستند و آمارهاي ما حاكي از اشتغال بيش از 83 هزار نفر در اينها مي باشد كه از اين تعداد حدود يك سوم در صنايع بزرگ و متوسط و باقيمانده در صنايع كوچك مشغول بكارند.(صنايع كوچك كمتر از 50 نفر، متوسط بين 50 تا 150 نفر و بزرگ بيش از 150 پرسنل دارند.)
در استان گيلان حدود 40 واحد صادركننده داريم كه محصولات توليدي آنها مستقيما و توسط خودشان به خارج كشور صادر مي شود و اميدواريم كه در سالجاري تعداد آنها به عدد 50 واحد نزديك شود. از لحاظ توليد در مقياس كلان هم اكنون بيش از 60 درصد دخانيات كشور، 85 درصد چاي كشور در گيلان توليد و فرآوري مي شود. تنها كارخانه توليد داروهاي ضد سرطاني خاورميانه در گيلان است، در صنايع داروسازي و قطعه سازي قطعا جزء چهار استان اول كشور هستيم و در صنايع غذايي ، نساجي، محصولات فولادي و برخي ديگر از گروههاي صنعتي جزو استانهاي برتر كشور به شمار مي رويم.

*در حال حاضر يك سري صنايع باقي مانده و امكاناتي هم در آنجا هست، مي خواهم بدانم كه‌ آيا براي اينها فكري شده ، يا اينكه به بخش خصوصي واگذار شده و‌آيا مديران و متوليان صنعتي استان هيچ فكري براي تغيير كاربري بخش آماده اي كه فعلا بالنسبه وجود دارد، كرده اند؟
متاسفانه در گذشته نحوه واگذاريها طوري بود كه برخي از واحدهاي مهم استان به تعطيلي كشانده شدند و حال نمي توان براي همه آنها يك نسخه واحد پيچيد مثلا صنايع پوشش مشكلات خاص خودش را دارد، فرش گيلان و واحدهاي ديگر هم هر كدام مسايل مربوط به خودشان را.
بعضي از واحدها هم اصلا قابل احيا نيستند مثل همين فرش گيلان كه فقط چند سوله قديمي و زمين آن باقيمانده و اگر بخواهيد روي آن واحد جديدي احداث كنيد قيمت زمين آن براي شما حدود يك صد هزار تومان به ازاء هر متر مربع محاسبه مي شود در حالي كه همين الان زمين در شهرك هاي صنعتي استان با تمامي امكانات زير 30 هزار تومان(به طور متوسط عرضه مي شود.

*آيا در خصوص سرمايه راكد در استان برآوردي داريد؟
بستگي دارد چگونه حساب كنيد ، برخي از واحدها ميزان بدهي آنها بيشتر از ارزش واقعي آنهاست نظير همين واحدهايي كه نام برديم بسياري از صنايع كوچك هم وجود دارند كه در طول ساليان دراز تاريخ صنعت ما تعطيل شده كه عمده اينها نيز به دليل عدم مديريت صحيح در پيش بيني اوضاع اقتصادي كشور و نيز عدم ارتقاء تكنولوژي همزمان با سير پيشرفت هاي ساير ساير جوامع و كشورهاست.
مي خواهم نتيجه گيري كنم برخي از واحدها به دليل آنكه قيمت تمام شده آنها بسيار بالاست قابليت احياء را ندارند، برخي با مقداري هزينه كرد و مديريت صحيح مي توانند مجددا به مدار توليد برگردند ولي واقعيت اين است كه هيچ آمار دقيق و درستي از سرمايه هاي راكد كه نه تنها در گيلان بلكه در كل كشور وجود ندارد.
البته احياء برخي از واحدها نظير صنايع پوشش و فومنات از مطالبات مردم از دولت است و بايد احياء شوند كما اينكه در مصوبه دور نخست دولت نيز بر آنها تاكيد شده و هم اينك نيز تحركاتي در اين زمينه وجود دارد كه اگر چه كافي نيست ولي جاي اميدواري براي نتيجه بخشي آن هنوز باقي است. به نظر بنده بهتر است ما به جاي اصرار بر احياء صنايع زيانده به دنبال ايجاد صنايع نوين و جدي به جاي آنه باشيم. انصافا نيز در چند سال اخير واحدهاي بزرگي نظير چند واحد صنايع فولادي، نساجي، مواد غذايي، بهداشتي و دارويي و... در استان به بهره برداري رسيده اند به نظر شما اينها نمي توانند جايگزين مناسبي براي صنايع تعطيل شده تلقي شوند.

*براي صنايع تبديلي در اين وضعيت چه ظرفيت ها و برنامه هاي تشويقي در نظر گرفتيد؟
صنايع تبديلي چند بخش متفاوت و چند متولي دارند، برنج و واحدهاي شاليكوبي در حوزه وزارت جهاد كشاورزيست ، چاي در حوزه صنعت و براي ساير محصولات نيز يك سردرگمي وجود دارد. لذا بايد در مرحله نخست متولي واحدي براي صنايع تبديلي تعيين نمود.
اما در مورد اين صنايع بايد عرض كنم در عمده محصولات در بخش فرآوري كمبود ظرفيت وجود ندارد، بلكه قديمي بودن تكنولوژي مورد استفاده مشكل ساز مي باشد مثلا در مبحث برنج ضايعات در مرحله شاليكوبي در حدود 65% واحدها بيش از حدانتظار و استاندارد است. در بخش چاي نيز وضعيت مشابهي حاكم است. عمده مشكل ما هم اكنون مبحث تكنولوژي است و مهمتر از آن مبحث تجارت اين محصولات كه حلقه مفقوده رفع مشكلات است. متاسفانه ساختار تجارت ما يك ساختار كاملا صنعتي، غير مدرن و حتي غير قانونمند و نامنضبط است و اين امر باعث ايجاد چالش براي صنعتگر ، كشاورز و حتي خود تجار گرديده است. اين مساله ينز باعث كاهش بازدهي و بهره دهي فعاليت هاي توليدي و در نتيجه عدم رغبت واحدها به نوسازي و استفاده از تكنولوژي مدرن و روزآمد مي باشد.البته در برخي از زمينه ها نظير كنسانتره مركبات، واحدهاي فرآوري مدرن براي كيوي، بادام زميني ، فندق و گل گاوزبان هنوز كمبود ظرفيت فرآوري و تبديل داريم و البته اقداماتي آغاز شده ولي هنوز كمبودها وجود دارند ولي با افتتاح واحدهاي بزرگ در دست احداث در برخي از شهرستانها در يكي دو سال آينده اين نقيصه نيز ان شاء ا... رفع خواهد شد.

*در حوزه ي مديريت بومي نگري يا محلي نگري در حوزه اقتصاد صنعتي،آيا شما در حال حاضر درگير اين بحث هستيد چون يكسري از مديران و نمايندگان ما در هنگام انتخابات قولهايي را به مردم دادند و براي كاهش بيكاري در منطقه ي خودشان وعده هايي را مي دهند و بعد انتظار دارند كه آن را در دوراني كه مسووليت دارند جامه عمل بپوشانند، يكسري فشار هايي را در حوزه صنعت وارد مي كنند اعم از اينكه كارخانه اي كه در جاي خاصي بايد ايجاد شود در حالي كه به دليل طرح آمايش سرزمين،اين جانمايي ها ممكن است آنجا امكان پذير نباشد يا اينكه بر اساس برخي دخالت ها، نيروهاي اضافي را وارد بدنه صنعت مي كنند و كارخانجات ما توان آن را ندارند،چون هزينه ها را بالا مي برند و از يك طرف هم نمي توانند به ميزان لازم درآمد داشته باشند و آن هم يك فشار اضافي است بر صنايع، مي خواهم ببينم كه‌ آيا در حال حاضر اين فشارها هست و شما دچارش هستيد و اگر اين فشارها هست شما چه پيشنهادي براي رفع آنها مي كنيد؟

خوشبختانه از اين لحاظ جدا مشكلي نداريم و نماينده هاي ما در اين مبحث بسيار هوشمندانه عمل مي كنند و عموما وقتي كه ما اعلام نياز و تاكيد مي كنيم كه در جايي و گوشه و كناري از استان مشكل داريم انصافا نمايندگان وارد شده و كمك مي كنند و تاكنون اصرار جهت ايجاد كارخانه اي در شهرستاني توسط هيچ يك از نمايندگان نداشته ايم ما حتي در خصوص طرح ‌آمايش هم از وزارت متبوعمان درخواست نموديم كه توزيع اعتبارات شهرستاني نباشد بلكه كل استان را به عنوان يك كلان شهر ببينيم كه هرجا مناسب بود و امكانات وجود داشت در همان شهرستان سرمايه گذاري شود.
دادن نيروهاي اضافي هم پس از جريان خصوصي شدن واحدها اصلا وجود ندارد و اين هم به عنوان يك نقطه قوت براي استان ماست . البته توصيه نامه هايي از سوي برخي از نمايندگان براي افراد جوياي كار صادر مي شود كه خوب اين هم طبيعي است و نمي توان انتظار ديگري داشت اما فشار جهت گرفتن نيروي مازاد اساسا وجود نداشته و ما نيز شديدا با اين موضوع مخالفيم.
اما به عنوان يك كارشناس تمايل دارم تاكيد كنم گهگاهي اصرارهايي براي ايجاد شهرك صنعتي، ناحيه صنعتي و... در جاهايي صورت مي گيرد و اينها گاها به نفع منافع عمومي در استان نيست. شخصا معتقدم ضرورت ندارد در همه نقاط استان شهرك هاي كوچك 10-15 هكتاري احداث شود كه قابليت استقرار صنايع بزرگ را ندارند ضمن آنكه ايجاد زيربناها در‌آنها اساسا هزينه بر بوده و موجب افزايش قيمت تمام شده زمين براي سرمايه گذاران مي گردد و اين نقطه ضعف تلقي مي گردد. بهتر است ما در اين قضيه كمي كلان نگرتر باشيم مثلا مي توان دو شهرك صنعتي در شرق، دو شهرك در غرب ويك شهرك در جنوب و يك شهرك در مركز استان ساخت منتهي شهرك هاي بزرگتر مثلا با وسعت يكصد هكتار كه قابليت استقرار صنايع بزرگتر را داشته باشد و احداث آن براي شركت شهرك هاي صنعتي مقرون به صرفه تر و براي سرمايه گذار ارزانتر باشد. البته طي چند سال اخير به ويژه دوره مديرعامل جديد يعني يكسال گذشته اين ديدگاه دقيقا در شركت شهرك ها نيز حاكم است . يعني كار اصولي تر و منطقي تر شده و اميد به توسعه زيربناهاي اصلي صنعت بسيار افزايش يافته كه شايسته تقدير فراوان است. به هر حال بهتر است صنايع را در نقاط كمتر ولي به صورت وسيعتر متمركز كنيم و درآمدها و اشتغال ايجاده شده را بين منطقه مورد نظر به عدالت تقسيم كنيم نه اينكه در نقطه نقطه استان شهرك ها و نواحي صنعتي كوچك داشته باشيم.
بنابراين اگر مي شد ما ادامه توسعه صنعتي استان را به يك سوي شهرك هاي صنعتي خاص و بر پايه آمايش سرزمين متمركز كنيم وضعيت بهتر از حال خواهد شد.

*نگاه مديريت استان در حوزه صنعت چيست؟
من فكر مي كنم سه قطب در نظام تصميم گيري مديران صنعتي و اقتصادي استان بيش از ديگران تاثير گذارند كه عبارتند از: نماينده محترم ولي فقيه در استان ، استاندار و نمايندگان محترم مردم. خوشبختانه ديدگاههاي اين بزرگواران بسيار نزديك به هم است لااقل در زمينه صنعت اين موضوع دقيقا مصداق دارد. همه اينها تاكيد دارند كه كشاورزي استان بايد با تمام قدرت و قوت حفظ شده و توسعه و ارتقاء پيدا كند و در همين حال معتقدند كه صنعت بايد به عنوان يك قطب اصلي در رونق اقتصادي و ايجاد اشتغال در استان در كنار گردشگري و كشاورزي تقويت شود. همچنين همه بر توسعه صنعت بر پايه آمايش سرزمين و مزيت هاي استان تاكيد دارند. يعني صنعت را در خدمت توسعه كشاورزي و گردشگري، ايجاد شغل و عدم تخريب محيط زيست مي خواهند و اين يك ارزش و قابل تحسين است.
مثلا صنايع تبديلي، فرآوري صنايع غذايي كه مرتبط با كشاورزي است و حتي صنايعي كه در امر مكانيزاسيون كشاورزي و توسعه گردشگري نقش دارد پر اهميت است يا صنايع مدرن و با تكنولوژي بالا، صنايع سبز و صنايعي كه سطح اشتغال كمتري داشته و در عين حال اشتغالزايي بالاتر داشته باشند مورد تاكيد مي باشند. مشكل عمده ما عدم توسعه كلان نگري برخي از دستگاههاي از سطح مديريت به سطح كارشناسي است. مثلا متاسفانه در جلسه اي مديركل يا رييس مجموعه اي موضوعي را تاييد مي كند ولي در مجموعه تحت امرش به دليل بخشي نگري برخي از افراد كارشكني صورت مي گيرد و براي كارهاي بزرگ اين گونه حركات سم بسيار مهلكي است. تجربه ثابت كرده مي توان با يك مانع كوچك كاري بزرگ را متوقف كرد ولي براي برداشتن موانع كوچك شما گاهي احتياج به اهرمهاي بسيار بزرگ داريد. لذا بايد تلاش شود نوع تفكر و نگاه كلان نگر مديران عالي استان در بين مياني،مياني و كارشناسان ترويج گردد وگرنه مشكلات زيادي را بايد تحمل كنيم . يك راه حل هم اين است كه مشخص شد شخصي يا دستگاهي نابحق باعث دلسردي يا خسارت سرمايه گذاري شد قويا با آن مجموعه يا شخص برخورد شود مثلا وادار شوند خسارت سرمايه گذار را به طور كامل پرداخت كند و اين گونه افراد به نوعي شايسته تنبيه شوند. ما بايد در اين راستا نظام تشويق و تنبيه كار آمدتري داشته باشيم.

*يعني شما مي گوييد كه در حال حاضر سياست هاي حمايتي ما به گونه اي نيست كه از سرمايه گذار ي كه دچار ضرر و زيان شده حمايت شود؟
ببينيد در بعضي از جاها خوب عمل مي شود و در بعضي جاها متاسفانه خير. البته رييس كل محترم دادگستري فعلي در اين راستا واقعا دلسوزانه ، مدبرانه و شجاعانه وارد مي شوند و واقعا شايسته تقدير هستند ولي نمي توان به اشخاص يك سيستم و يك اداره كل تكيه نمود، بايد اين قضيه به صورت سيستمي در همه جاي استان گسترش يابد به فرض اگر در مجموعه مديركل يا رييس متوجه خطاي همكارش شد بايد متناسب با آن شديدا برخورد كند نبايد با برخورد كاركنان دولت سرمايه گذاران دلسرد شوند و سرمايه گذاري صورت نگيرد. از اين موارد متاسفانه زياد ديده مي شود. اگر در چند مورد خسارات غير قانوني تحميل شده به سرمايه گذاران درايافت و به آنها پرداخت و با عاملين برخورد جدي و قانوني شود نتيجه نيز در مطبوعات اعلام شود بعد ببينيد چه مي شود، اين به نفع همه است.

*مزيت هاي استان گيلان چيست؟
استان گيلان استاني است كه از مزيت ها و نعمات فراوان الهي برخوردار است ، آب و هواي معتدل، آب فراوان، نيروي انساني ماهر و تحصيل كرده و هوشمند، موقعيت ممتاز جغرافيايي و داري زيربناهاي اساسي تقريبا كامل شده و يا در حال تكميل و اينها تماما مزيت هستند. ما از بندر گرفته تا منطقه آزاد از مرز خشكي گرفته تا راه آهن(البته در دست احداث با ظرفيت بالا) از نظر برق كافي گرفته تا گاز و بسياري ديگر از ساير امتيازات به نسبت استانهاي ديگر برخورداريم ، مردمي داريم كه به صلح دوستي و آرامش و با فرهنگ معروفند، فرودگاه نسبتا خوبي داريم، كشاورزي متنوع و كم نظير و مزيت هاي گردشگري فراوان كه براي توسعه صنعت همه اينها مزيت به شمار مي روند.

*در حال حاضر در سطح بسياري از استانها شاهد سرمايه گذاري هايي در سطح كلان در حد 100 ميليارد و 200 ميليارد و حتي بيشتر هستيم، آيا گيلان چنين پيشنهادي براي سرمايه گذاري داشته است و اين گونه بوده، به مرحله اجرا رسيده و اگر نرسيده دليلش چيست و بگوييد سرنوشت پتروشيمي چه شد؟

اولا ما امسال حداقل چهار پروژه با سرمايه گذاري هر يك بيش از يكصد ميليارد تومان را به بهره برداري خواهيم رساند يعني چهار پروژه با مجموع سرمايه گذاري نزديك به 500 ميليارد تومان مثل كارخانه سيمان، فولاد، توسعه دخانيات و فاز اول كارخانه MDF طرحهاي بزرگي نيز نظير همين ها از جمله فولاد تيام بيستون و... عملا آغاز شده اند كه آنها نيز در سالهاي آينده وارد مدار توليد خواهند شد. ما مشكلمان در مرحله اول تهيه زمين براي صنايع بزرگ و در مرحله بعد ضوابط سخت گيرانه زيست محيطي است كه مانع تحقق برخي از پروژه هاي مي شود، ما از نظر اهداف سرمايه گذاري بدون تكيه بر منابع دولتي حداقل در چند سال اخير جزو استانهاي برتر كشور بوده ايم بنابراين همواره متقاضي سرمايه گذاري به اندازه كافي داريم بايد شرايط و امكاناتي را فراهم كنيم كه جذب سرمايه گذاران به حداكثر برسد، آن وقت مشكلاتمان حل خواهد شد. يك مبحثي را مطرح كرديد آيا فولاد و توسعه آن به نفع استان است و در ‌آينده مشكل ساز است يا خير؟ بايد عرض كنم برنامه دولت توليد فولاد خام تا حد 30 ميليون تن در چند سال آينده و تا 50 ميليون تن تا سال 1400 است، در بخش نورد هم كه به ظرفيت هاي بالاتري نياز داريم. پس مشكل فروش اصلا مطرح نيست آنچه كه در سالهاي اخير مشكل ساز شده نوسانات فولاد و مواد اوليه آن است، در مورد مشكلات زيست محيطي نيز بايد عرض كنم آنچه كه عموما به عنوان آلايندگي اين واحدها مطرح مي شود در مورد صنايع توليد فولاد خام است و نه نورد كه جزو گروه صنايع با‌ آلايندگي كم مي باشند و عمده صنايع فولاد ما از اين دسته هستند مثلا مجتمع فولاد گيلان يا اميركبير و... را مشاهده كنيد حتي بعضا تقدير نامه از سازمان حفاظت محيط زيست كشور دارند و‌آلايندگي آنها بسيار ناچيز و آن هم تحت كنترل است. اما در مورد شمش انزلي يا كارخانه فولاد جديد در دست احداث در شهر صنعتي كه براي توليد خام است، بايد كنترل هاي بيشتر داشته باشيم كه البته در مورد شمش انزلي داريم و در مورد دوم نيز سعي شده از بهترين تكنولوژي هاي روز دنيا استفاده شود و مسلما در مرحله بهره برداري نيز كنترلهاي لازم صورت خواهد گرفت.
در مورد پتروشيمي بايد عرض كنم مصوبه دولت احداث پتروشيمي توسط بخش خصوصي و تامين گاز مورد نياز توسط دولت است كه به لطف خدا و زحمت دوستان شركت گاز اين مساله يعني تعهد دولت حل شده و بايد سرمايه گذاران بخش خصوصي به اين نتيجه برسند كه مي توانند در پتروشيمي گيلان سرمايه گذاري كنند. متاسفانه در گذشته ما از شهرستانهاي مختلفي نظير تالش، آستانه اشرفيه، لاهيجان، رشت و... سايتهايي را معرفي كرديم كه شخصا خيلي نظر موافقي روي آنها ندارم. به نظرم الزاما بايد پتروشمي در شهرك صنعتي لوشان يا نواحي مجاور آنها احداث گردد البته هم اكنون يك سرمايه گذار خارجي ويك سرمايه گذار داخلي در حال بررسي شرايط هستند و اميدوارم با لطف خداوند بزرگ طي ماههاي آينده اين مساله نيز ختم به خير شده پروژه آغاز شود. اما بايد ببينيم چه انتظاري از اين پروژه داريم اگر منتظر اشتغال چند هزار نفري در پتروشيمي هستيم انتظار منطقي نيست و سخت در اشتباهيم. آنچه كه براي استانهاي شمالي مصوب شده و تلاش مي شود كه اجرا شود اشتغال مستقيم آن بيش از پانصد نفر نخواهد بود. و البته محدوديت هاي زيست محيطي در اين ارتباط بسيار زياد است.

* چرا دولت در گيلان سرمايه گذاري نمي كند ؟
اگرچه مشاركت دولت در برخي از طرحهاي صنعتي در دور اول سفر مدنظر قرار گرفت و مطالعات امكان سنجي آن انجام شد ولي از ابتداي سال 1386 لغايت هم اكنون در قوانين بودجه هر سال بندي توسط مجلس محترم اضافه مي شود مبني بر ممنوعيت سرمايه گذاري دولت در مناطق محروم، مناطق محروم استان نيز عموما نواحي هستند، نظير بخشهاي خورگام و عمارلو ي رودبار و ساير نواحي قابليت استقرار صنايع بزرگ را ندارند( مثل صنايع كشتي سازي و...) البته قانون مذكور استثنايي در مورد صنايع با تكنولوژي بالا يا به اصطلاح هاي تك قائل شده كه چندان قابل ملاحظه نيست ولي با اين حال تلاش مي كنيم از اين فرصت استفاده كنيم و به زودي احداث يك واحد بيوايمپلنت از سوي ايدرو مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
متاسفانه استان گيلان نتوانست درسالهاي قبل از 1386 كه منع قانوني جهت سرمايه گذاري در گيلان توسط دولت وجود نداشت از فرصت استفاده و از سرمايه گذاري هاي دولتي بهره برد به ناچار هم اكنون اين موضوع را بايد در سرمايه بخش خصوصي جبران كنيم. البته انصافا دولت در ايجاد زيربناهاي توسعه در استان خوب عمل كرده و ما بايد از اين اميتاز بهره ببريم و عقب ماندگيها را جبران كنيم. مثلا در سفر دوم دولت احداث خطوط انتقال نيرو 230KVديلمان تصويب شد. اين خط مشكل صنايع مستقر در مسير از لوشان تا دليمان را كه در حال احداث هستند و يا درآ‌ينده احداث مي شوند را حل مي كند. ارتقاء محور سياهكل –ديلمان ، جيرنده -لوشان نيز از اين قبيل پروژه ها بود كه در سفر دولت به تصويب رسيد.

* برداشت شن و ماسه از رودخانه ها به خاطر مشكلات زيست محيطي كه دارد منتفي شدند كه در حال حاضر تلاش مي شود سرمايه گذاران به سمت معادن كوهي سوق داده شوند، آيا معادن غني در اين حوزه داريد؟
ببينيد مشكل اين است كه نيازهاي ما هم اكنون از توان توليد مان بيشتر است. يك ناهماهنگي كمي نيز وجود دارد، ذخاير ما عمدتا در شهرستان رودبار واقع شده و شما نمي توانيد در يك نقطه اي از آنجا وارد شويد كه معارض محلي نداشته باشد. به محض ورود عده اي خود را مالك متصرف و ذي حق مي نامند و متاسفانه بعضا مورد حمايت مسوولين شهرستان نيز قرار مي گيرند در حالي كه هيچ سند و مدركي براي ادعايشان ندارند. بحث محدوديت هاي زيست محيطي ، اختيارات محدود در حوزه منابع طبيعي، مشكلات ناشي از نقاط ضعف قانون معادن و بسياري از دلايل ديگر باعث مي شود سرعت رشد در اين زمينه كم باشد هر چند كه توفيقاتي طي سالهاي گذشته كسب شده ولي متاسفانه متناسب با نيازها نيست اگر واقعا به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد برداشت از رودخانه ها كم شود و علمي شود بايد در مناطق كوهي از بخشي نگري در دستگاههاي دولتي خودداري شود، به هر حال در حال حاضر كمتر از 40 درصد نياز مصالح شن و ماسه استان از طريق منابع كوهي تامين مي شود و اين تا يك و نيم برابر وضعيت فعلي در يك سال آينده قابل افزايش است. جداي از اين مسايل كه گفته شد بايد به مبحث اقتصادي بودن فرآيند نيز توجه داشت، توليد مصالح استاندارد از شن و ماسه واقعا پرهزينه تر از مصالح رودخانه است در حالي كه به دليل بخشي نگري برخهي از تشكلها و... قيمت گذاري بر عكس صورت مي گيرد و بهانه هايي كه در اين راستا گفته مي شود به هيچ عنوان پذيرفتني نيست و اين قابل اثبات است.
نكته ديگر اينكه شما جهت حراست از رودخانه و ابنيه فني در مسير آن ناچار به برداشت مصالح هستيد وگرنه خسارات زيادي وارد خواهد شد منتهي همان طوري كه تاكيد كردم نياز به مطالعه و عملكرد منطقي و عملي است. مطمئنا در صورت داشتن يك نگاه عملي و تخصصي حتي منابع رودخانه اي قابليت تامين كل نياز استان را دارند چه برسد به مشاركت منابع كوهي.

*در حال حاضر ما رودخانه خروشان و جاري نداريم ؟
با اين حال رسوب گذاري ما با سفيد رود به عنوان پر رسوب ترين رودخانه كشور مواجه ايم، من معتقدم با يك مطالعه دقيق آن چيزي كه مازاد است و بايد برداشت شود ، بشود اما چرا نمي آيند سمت كوه چون ما دو تا مشكل داريم يكي اينكه هزينه توليد در كوه بيشتر است، كه در حال حاضر انجمن صنفي شن و ماسه به اين مساله اقرار نمي كنند مي گويند آنها هزينه هايشان كمتر است ولي در اصل آنها منظورشان به معادتي چون جوبن است و در اصل ماهيت كوهي ندارند ، بلكه ظاهر كوهي دارند، مثلا در خصوص گرانيت آستارافاگر اين سنگ گرانيت يا گابرو را كه سنگ يكپارچه و كاملي است در سنگ شكن هاي قوي تبديل كنيد شن و ماسه اي كه مي دهد واقعا كيفينش بي نظير است، ولي هزينه تمام شده اش بالاتر و در نظام فروش چون قيمت گذاري روي شن و ماسه يك قيمت كنترل شده و دولتي است گاها رودخانه اي گران تر داده مي شود و يا حتي مساوي در حالي اگر مشوقي باشد، مردم راحت تر به سمت كوه مي روند، مساله ي ديگر قيمت ها است كه مانع ايجاد مي كند و بحث دوم بحث ممانعت ها است يعني جاهايي را كه پيدا مي كند منابع طبيعي و محيط زيست و اينكه بالاخره بايد در رودخانه باشيم يا اينجا، يك جا را انتخاب كنند وما معمولا دراين خصوص اجماع نداريم و معمولا معدن هايي كه داده مي شود 5 هكتار بيشتر نيست و ما بيشتر ازاين حق نداريم، من گله نمي كنم از شخص يا اداره اي اينكه مي گويند ما بيشتر از 5 هكتار نمي دهيم وشما بايد برويد سازمان جنگلها و مراتع كل كشور كار را سخت مي كند يعني اختيارات استان مهم است.

*شما به عنوان متولي معادن ، از كساني كه بخواهند اينجا برداشت كنند استقبال مي كنيد،مانعي به وجود نمي آوريد؟
من فكر مي كنم در يك سال گذشته بيش از 40 مورد درخواست برداشت از مصالح كوهي را داشتيم و من استقبال مي كنم چون راندمان و بيلان كار ماست و ما وظيفه اي غير ازاين (در بخش معدن) نداريم ،امايك سري محدوديت را بايد در نظر يگيريم، ما ملزميم از محيط زيست استعلام كنيم، ازمنابع طبيعي استعلام كنيم، ملزميم در حريم راه از راه و ترابري استعلام كنيم يكسري شهرستانها ما را در قيد و بندهاي خاصي گذاشتند و ما را اسير روابط بوروكراسي كردند، با نماينده و فرماندار درگير شديم و با اينكه استعلام از آنها خلاف قانون است از ما خواستند استعلام كنيم .
ما معدن هاي زيادي را معرفي مي كنيم، يك اشتباهي در فهم مسايل فني معدن رخ داده است. به فرض از دستگاه هايي كه ما استعلام مي كنيم و جواب مي دهند فورا در گزارششان قيد مي كنند كه مثلا اين قدر جواب دادند اين جوابي كه داده مي شود به اين منظور است كه پروانه و مجوز اكتشاف بدهيم تا بتوانند حفاري كنند، نمونه گيري كند ، نقشه برداري كنند ، حجم ذخيره را به دست بياورند .
اصلا نمونه را بدهند به آزمايشگاه هاي فني و تاييد كنند كه اين معدن به در د مي خورد كه بعد اگر ذخيره كافي داشت و كيفتش تاييد شد كه ما هم گواهي كشف و پروانه بهره برداري بدهيم كه البته اين پروانه بهره برداري آخر كار نيست و ممكن است مجددا از كانالهاي ديگر مانع تراشي شود و از نظر كميت يا مواد ديگر تاييد نشود و معدني به بهره برداري نرسد و اين گونه است كه 5 درصد محدوده هاي معدن ثبت شده به معدن تبديل مي شود . اگر قرار بود هر جايي را كه ما استعلام مي كنيم معدن بشود كه كل كره زمين به معدن تبديل مي شد .

*در سطح استان گيلان معادني داريم كه در سطح توليدات كلان بحث صادرات را داشته باشد ؟
خير - در مورد ميكاها در كشور ما هنوز وارد كننده ايم، در املش دو واحد داريم كه هر دو تا دايرند يكي از آنها عمدتا در بحث هاي عايق هاي رطوبتي وارد شده و فعال است و خوب هم كار مي كند و يك واحد هم هست كه ماده اوليه اش لنت ترمز مي هد كه به جاي آزبست كه يك ماده خطرناكي است در لنت ترمز و واقعا سلامتي جامعه را تهديد مي كند و ازعوامل مرگ بار خاموش و بي صدا است،به كار مي رود.

*آيا در استان گيلان قابليت معدني در حدي است كه سرمايه گذاري بيايد سرمايه گذاري كند و استان را از لحاظ معدني توسعه بدهد ؟
بله، مثلا در زمينه دانه بندي آهك حتي يك واحد فعال خوب در استان گيلان نداريم، در سيلس همين طور، حالا يك سرمايه گذار دارد در منجيل كارخانه شيشه مارليك احداث مي كند كه ما اميدواريم سال آينده اين كارخانه صد در صد احداث شود، اينها دنبال دانه بندي سيلس هستند هنوز كارخانه چوكا و يا بسياري از كارخانه هاي ما كه ساليانه از دهها هزار تن آهك دانه بندي و يا سيلس استففاده مي كنند همه دارند از خارج از استان وارد مي كنند در حالي كه ما معادنش را داريم سرمايه گذار نيامد وارد اين بحث بشود . در مورد دانه بندي البته مشكل ندارد، سرمايه گذاري در مورد پودرهاي ميكرو نيزه استثنائا شرايط رطوبت ما بلاي اين نوع صنعت است كه بايد حتما در لوشان و منجيل كه درصد رطوبتش بسيار پايين است سرمايه گذاري شود .

*مشوق هاي شما براي حضور براي سرمايه گذاران دراين بخش چه مي باشد ؟
در هيچ جاي ايران فرآوري سيلس در طرح آمايش نبود و نيست ولي ما در گيلان اين طرح را گذاشتيم چون ديديم كه مشكل داريم و توانستيم وزارتخانه را قانع كنيم و وارد اين فاز بشويم، چند روز پيش يكي از سرمايه گذاران كه در زمينه شيشه سرمايه گذاري مي كرد درخواست كرد كه آن طرح را احيا كند .مشوقات هم مانند بقيه صنايع يعني براي صنايع معدني دولت ازاين دست امتياز خاصي قرار نداده ولي براي برخي صنايع هاي ريسك هستند كه دولت حتي وام هاي بلاعوض هم قرار داده است .

*معادن ما هنوز قابليت بالقوه اش به بالفعل درنيامده است ؟
ما در صنايع معدني جاي كار بسيار داريم، ما محدوديت هايي كه به لحاظ زيست محيطي و منابع طبيعي در بخش معدن داريم بسيار در اين قضيه تاثير گذار است .
استان گيلان از نظر متالوژني و يا فلزايي عقيم است يعني ما به هيچ عنوان معادن فلزي خوب نمي توانيم در استان پيدا كنيم ممكن است در جاهايي رگه هايي از سنگ آهن مس وروي و سرب پيدا شود ولي به عنوان يك معدن كه بتواند بعد بيس يك كارخانه صنعتي باشد نمي توان حساب باز كرد مي رسيم به صنايع و معادن غير فلزي مثل سنگ آهك ، گچ ، سيليس و خاكهاي صنعتي كه براي اينها جايگاه داريم كه اينها دقيقا وابسته به صنعتش هستند يعني تا يك كارخانه شيشه نزنيم مصرفي براي سيلس ها فراهم نمي شود و نمي شود سيليس را از اينجا ببريم مثلا به شيشه ي قزوين بفروشيم اصلا اقتصاد ي نيست و اگر قبلا هم گفتيم كارخانه سيمان در شعاع حداكثر 10- 15 متري قرار بگيرد به اين خاطر كه اگر دورتر شود فضا را غير اقتصادي مي كند و در مورد سيلس هم كمي بيشتر ،50 تا 80 كيلومتر نه اينكه فاصله را ببريم تا 200 كيلومتر.

*يك جمع بندي نهايي بخواهيم داشته باشيم ،استان گيلان در دوره هاي مختلف در حوزه ي صنايع برنامه ريزي ها و نگاههاي مختلفي داشته ، يك مدت در دهه هاي گذشته برنامه ريزي صنعتي براي استان ما كردند مثل ورود به صنايع نساجي ، فروش و... و در يك مقطعي و در طول سالهاي بعد از انقلاب گفتند كه گيلان به خاطر جايگاه خاص كشاورزي اش ، محروم ازصنعت شده، در دهه ي 70 به بعد به ويژه از دهه ي 80 نگاهها را تغيير دادند و گفتند گيلان اين قابليت را دارد كه صنايعي را هم داشته باشد، ما نگاه هاي استاندار ان مختلف و مديران كلان استان را داشتيم كه هر كدامشان در مقاطعي آمدند و نگاهي خاص داشتند، يكي معتقد به توسعه ي اقتصاد كشاورزي اش بود يكي معتقد به توسعه گردشگري بود يكي به هر حال توسعه ي همه جانبه را مي ديد و در حال حاضر هم همين نگاه توسعه ي همه جانبه در حوزه ي اقتصاد گيلان وجود دارد يعني در كنار توسعه ي كشاورزي ، توسعه ي اقتصاد صنعتي هم مورد توجه و ديد كلان مديران استان است و اقتصاد صنعتي ما هم همپاي مسايل زيست محيطي استان شكل مي گيرد ، با همه اين اوضاعي كه مطرح شده اينكه شما در خصوص افتتاح طرحهاي بزرگ اقتصادي در دو سه سال آينده، آيا اين چشم انداز وجود دارد كه ما شاهد يك تحول اساسي درحوزه ي اقتصاد گيلان باشيم حداقل در يك دوره ي 5 ساله آينده ؟ با توجه به زير ساخت هايي كه آغاز شده و احتمال اينكه اينها به بهره برداري برسند ؟
من اين را مطمئنم استان گيلان در حوزه صنعت در 4-5 سال آينده يك جهش جدي خواهد داشت .
ما شايد در گذشته تا سال 60 مدعي هستيم كه جزء 8 استان اول البته بعضي اغراق مي كنند و تاسوم -چهارم هم ما را مي برند ، از نظر تعداد بود كه تعداد هم فاكتور خيلي موثري نيست، از نظر صنعتي رتبه هشتم را داشتيم ولي در واقع تمام آن در مقابل صنعت امروز ما حتي يك سوم هم نبوده ولي رتبه ها تغيير كرد يعني سرعت ها كند تر بود و يا در دوره هايي بعضا متوقف شديم و در مواردي رفتيم جلو ، نه اينكه وضعيت صنعتي ما از سال 60 بدتر است.
در حال حاضر نسبت به سال 60 سه برابر واحد فعال داريم، 4 برابر واحد فعال داريم كه نسبت به سال 60، سه ،چهار برابر واحد فعال داريم، ولي استانهايي كه آن موقع x واحد داشتند شدند 5 x ما كه x واحد داشتيم شديم x2 ،استان گيلان جذبه بسيار زيادي از نظر صنعت براي سرمايه گذار دارد هر چند ممكن است اين وسط بعضي جاها اذيت بشوند ولي مجموعا اقداماتي كه شده مجاهدت هايي كه خيلي از مسئولين در طول 6 ،7 سال اخير كردند ، مطمئن باشيد 3-4 چهار آينده يك جهش بسيار خوبي در صنعت گيلان خواهيم داشت .
در سال 84 كل سرمايه گذاري كه به بهره برداري رسيد 100 ميليارد تومان بود، من به شما اين قول را مي دهم كه امسال يعني سال 89 ،700 ميليارد تومان باشد و شايد به 950 تا 1000 ميليارد هم برسد .
امسال 7 برابر سال 84 خواهيم رسيد و امسال جزء 10 استان برتر صنعتي كشور خواهيم بود .
براي اينكه بتوانيم عقب افتادگي ها را جبران كنيم بايد 5- 6 سال جزء 10 استان برتر خودمان را نگه داريم . خود به خود جايگاه بالا مي آيد .
حالا اگر همت كنيم ما فقط 30- 32 كارخانه اي كه امسال به بهره برداري مي رسند بيش از 750 ميليارد تومان سرمايه گذاري دارند، حالا 300 تا كارخانه كه قرار است در مدار توليد وارد شوند و همين ها حدود 4- 5 هزار شاغل مستقيم تعدادي شغل غير مستقيم ايجاد خواهند كرد و سالهاي بعد هم اين وضعيت تكرار خواهد شد و چقدر شغل غير مستقيم و سالهاي بعد هم اين وضعيت تكرار خواهد شد .

*با اين تعداد، وضعيت اشتعالزايي چقدر خواهد شد و چقدر گردش مالي دارند ؟
در طول سالهاي 89 تا 91 حدود 17 هزا شغل مستقيم ايجاد خواهد شد .
اما در مورد گردش مالي ما نتوانستيم عليرغم همه محبت هايي كه دوستان ما در بانك ملي و بانك صنعت و معدن طي سالهاي گذشته و بانك تجارت و صادرات و باز هم قديمي تر بانك ملت به ما داشتند و لي به خاطر خصوصي سازي كمك ها قطع شد و فقط حمايت هاي بانك هاي ملي و صنعت و معدن را داريم و متاسفانه نظام بانكداري ما متناسب با صنعت ما رشد نمي كند . در مورد ظرفيت نورود فولاد، بر آورد ما اين است كه يك ميليون و 400 هزار تن نورد سرد و گرمش فولاد توليد كند، اين معادل 5 در صد توليد كشور است و فقط در همين كارخانه (فولاد گيلان )چون ما بانك پشتيبان نداريم 80 درصد واحدهاي صنعتي ما عمليات بانكي اش در تهران انجام مي شود ما بايد براي پشتيباني نظام صنعتي ماحدود اختيارات نظام بانكداري را ببريم بالا ، سيستم هايشان را متحول كنيم و سيستم بانكي بايد ارتقاء پيدا كند.
در حال حاضر استان گيلان ظرفيت توليد 5/1 ميليون تن سيمان را دارد كه با ورود آن كارخانه جديد به 5/2 ميليون تن مي رسد يعني در سال 90 ما بر آورد كنيم كه 5/2 ميليون تن سيمان توليد كنيم .

*در واقع كار و توليد دراين استان مي شود و سر مايه اي كه بايد در چرخه ي گردونه ي اقتصادي استان ما قرار بگيرد اين جايگاه وجود ندارد و باعث فرار سرمايه ها مي شود يعني ما گردش مالي را نصيب تهران مي كنيم؟
در حال حاضر ماليات اين شركت ها در استان دارد پرداخت مي شود و اگر اين شركت ها دفاترش در استان بود خدماتش ازاستان تامين مي شود، عمليات بانكي شان دراستان انجام مي شد بلافاصله هزاران شغل دراستان ايجاد شد فقط سيستم بانكي ما مجبور بود كلي نيرو جذب كند و در مقابلش هم راندمان و بازدهي داشت و سود برايش حاصل مي شد همچنين دفاتر مركزي اگر در استان ما بود اشتغال همين جا ايجاد مي شد و خيلي شغل هاي خدماتي اينجا شغل ايجاد مي كرد كه دراين ميان استانهاي خراسان رضوي و اصفهان توانستند دراين قضيه موفق عمل كنند ولي استانهايي مثل فارس موفق نبودند و نتوانستند مركزيت را جذب كنند كه اين مساله در مورد كاهش جمعيت تهران هم موثر خواهد بود، دولت با خدمات دهي به شركت ها دراستان آنها را ترغيب كند به استانها برگردند كه هم از نظر مالي باعث رونق اقتصادي استان مي شود و هم شغل ايجاد مي كند و هم اينكه مصرف انرژي را كاهش مي دهد ، رفت و آمد مديران به تهران ، مراجعه به بانك هاي تهران و... تعديل خواهد شد.

*به عنوان بحث پاياني اگر مطلب خاصي داريد بگوييد ؟
در حال حاضر ما مسوولين و مردم به اين نتيجه رسيديم كه راه نجات ما در استان از معضل بيكاري و فقري كه در برخي افراد است، تقويت صنعت و صنعتي شدن است . كشاورزري ما هم موقعي توجيه پيدا مي كند كه مكانيزه و صنعتي شود و گرنه همين كشاورزي ما هم از بين خواهد رفت . بنابراين نياز است كه همه بخش ها و افراد ذي نفوذ به داد صنعت برسند . انصافا ممنونم از شخص استاندار به جهت حمايتي كه از بخش صنعت مي كند، در حال حاضر كمتر استاني داريم كه استاندارش حاضر شود برود كلنگ كارخانه هايش را بزند ولي آقاي قهرماني اين ريسك را مي كند مي خواهد ثابت كند كه به صنعت فراتر از همه چيز دارد توجه مي كند و واقعا هم اين طور است .
دوستان نماينده هم وارد مسايل مي شوند و كمك مي كنند نياز است دستگاه هايي كه به نحوي با سرمايه گذار درارتباط هستند تحرك بيشتري صورت گيرد . يك فعاليت بيشتري صورت بگيرد كه سرمايه گذاران بيش از آنچه الان رغبت نشان مي دهند به سمت استان بيايند، من آينده صنعتي استان را با همين وضعيت موجود بسيار خوب مي بينم، مثالي عرض كنم در بحث آمايش صنعتي كه ما جزء 5 استان اولي بوديم كه پولمان كامل اختصاص پيدا كرده و ما بيش از 42 طرح صنعتي راتصويب كرديم كه نزديك به 700 ميليارد تومان سرمايه گذاري در پي خواهد داشت و اگر حتي بدبين نه هم نگاه كنيم تا سه سال آينده همه اينها به مدار توليد خواهند آمد و آينده صنعتي تا حد زيادي تضمين مي شود ولي به هر حال استاني هستيم كه درصد بيكاري ما قابل توجه است و بهتر است دراين خصوص تلاش مضاعف داشته باشيم نه فقط امسال به جهت اسم امسال بلكه اين تلاش هر ساله بايد ادامه يابد تا بتوانيم از شرمندگي مردم در آييم چون بيكاري خانمانسوزترين بلا است،فقر، اعتياد فحشاء فساد و.... ريشه در بيكاري دارد كه بقيه مشكلات استان رفع خواهد شد .
حالا كه استاندار صنعتي فكر مي كند نماينده ولي فقيه عالمانه حمايت مي كند نمايندگان استان هم متفق القولند كه به صنعت بيش ازاين برسيم بايد

چاپ22 خرداد 1389